Montag, 31. August 2015

کیک آلو سیاه



وقتی که فصل الو سیاه میشه تو آلمان اولین ایده ای که به دستشون میاد تهیه کیک هست 
تو این زمان پشت ویترین هر فروشگاه نان فروشی رنگ بنفش و زیبایی کیک الو سیاه , بیداد میکنه 
این کیک لذیذ رو آلمانی ها اصولا به صورت یک لایه باریک از پایه کیک و چیدمان متفاوتی از الو تهیه میکنن 
و بعضی از آلمانی های سن و سال دار آنچنان با مهارت و زبر دستی این کیک رو تهیه میکنن که فکر کنم چشم بسته هم بتونن انجامش بدن :))
خوردن این کیک در کنار ۱ پرسییون خامه و ۱ لیوان قهوه یا چایی , بهتون کلی لذت و انرژی میده 
قبلا هم از دوست آلمانی خودم براتون خیلی صحبت کردم ..... همین دوست نازنین من یک درخت الو سیاه داشت که امسال , هم خوب بار داد و هم میوه های سالمی تقدیم کرد 
این بود که طبق معمول مقداری نصیب اینجانب شد و من هم یک مقدارش رو کیک تهیه کردم 
دستورش رو میزارم تا اگه شما هم مایل بودید ازش استفاده کنید 



مواد لازم :
* من مواد رو نصف کردم برای یک سینی کوچک فر . ولی اگه شما کامل انجام بدید واسه ۱ سینی بزرگ کافیه 
کره نرم ۲۵۰ گرم 
شکر ۱۵۰ گرم 
وانیل ۱ قاشق 
پوست پرتقال یا لیمو ۱ قاشق 
تخم مرغ ۵ عدد 
ارد ۵۰۰ گرم 
پکینگ پادر ۱ قاشق 
شیر ۱۵۰ میل 
نمک , کمی 
الو سیاه , به مقدار کافی 
پرک بادام , به مقدار کافی 

طرز تهیه :
اصولا الو سیاهی که واسه این کیک استفاده میشه , بقول معروف قطره ای شکل و کشیده هستن و خیلی راحت هم با یک قاچ دادن به الو , دوم نیم میشه و از هسته جدا میشه 
ولی آلوهایی که من باهاشون کار کردم به این صورت نبود , ولی امکان شدنی هست :)
اول از همه الوها رو از هسته جدا کنید , در واقع به ۲ نیمه الو احتیاج دارید 
شکر و کره رو همراه با وانیل خوب بزنید تا سفید و پوک شه 
بعد پوست پرتقال یا لیمو رو اضافه کنید 
تخم مرغها رو یکی یکی اضافه کرده و مخلوط کنید 
پکینگ پادر و نمک و ارد رو با هم مخلوط کنید و به صورت الک شده به مواد اضافه کنید 
و در آخر شیر رو اضافه کنید و موادتون رو در هد مخلوط شدن هم بزنید 
روی سینی فر کاغذ شیرینی رو قرار بدید و مواد کیکتون رو روش بریزید , و اونها رو صاف کنید 
حالا الوها رو روش بچینید , دقت کنید که باید سمت پوست الوها توی کیک فرو بره چون اگه غیر این باشه حرارت , پوست الوها رو بد شکل میکنه 
و بعد روی الوها رو با بادام بپوشانید 
اگه مایل بودید میتونید مقداری کره آب کنید و روی کیک بریزید , که خیلی لذیذتر میشه ( که البته من اینکار رو نکردم )
حالا کیک رو داخل فری که از قبل گرم کردید با دمای  ۱۷۵ درجه و به  مدت ۳۵ دقیقه قرار بدید 
میتونید بعد از پایان کار هم اگه دوست داشتید کمی پودر شکر روش بریزید 
نوش جان , گیلدا 



Mittwoch, 26. August 2015

سفر نامه کرواسی ۲۰۱۵



بعد از سفر ۳ روزه خودمون که تابستان سال گذشته انجام دادیم , مصمم شدیم که هر سال وقتی رو برای بازدید , از کشورهای اطرافمون و همچنین آشنایی با فرهنگ و رسوم اون کشور داشته باشیم 
به این نتیجه رسیدیم که وقتی سن بالا میره , باید آرامش درون خودمون رو پیدا کنیم 
که یقینا هر کسی به نحوی متفاوت به این آرامش خواهد رسید 



دیدار امسال ما از کشور کرواسی بود 
یک کشور کوچیک ۲۰ ایالتی که تنها کمی بیشتر از ۴ میلیون جمعیت داره  و سالانه توریستهای فراوانی از گوشه و  کنار دنیا   به این کشور زیبا سفر میکنن 
کرواسی در سال ۹۱ میلادی اعلام استقلال کرده و از یوگسلاوی سابق جدا شده 
و باید گفت که نسبت به کشورهای همجوار خودش مثل بوسنی هرزگووین , آلبانی , صرب  یا ..... که از یوگسلاوی سابق جدا شدن , از موقعیت بهتری برخورداره
و این موقعیت خودش رو مدیون توریستهای سالانه , که در فصل تابستان از این کشور بازدید میکنن , هست 
از اونجایی که این کشور به موازات کشور ایتالیا و در مجاور یکدیگر قرار گرفتن , آدابی بسیار مشابه به مردم ایتالیا دارند
اصولا مردمی بسیار خونگرم و خوش برخورد هستن که دقیقا مثل ایتالیایی ها برای صحبت کردن از دستها و حرکت سر هم استفاده میکنن :))

سفرمون رو در یک روز تابستانی و غروب  شروع کردیم ,  از اونجایی که راه طولانی در پیش داشتیم , تصمیم گرفتیم  بعد از ظهر حرکت رو آغاز کنیم  تا به گرما و شلوغی راه بر نخوریم


مسیر سفر رو از شهر کوچیک بندری خودمون در شمال آلمان آغاز کردیم و به طرف جنوب و شهر مرزی زالسبورگ ادامه دادیم , بعد از اون وارد کشور اتریش شدیم , کشوری کوهپایه ای با تصاویر زیبای طبیعت ......
کشور اسلوانی رو هم بدون اینکه متوجه مرزی باشیم رد کردیم 
و بعد از ۱ ساعت دیگه همراه با یک ترافیک روان وارد مرز و پاس کنترل کرواسی شدیم 
متاسفانه چون شب به اتریش رسیدیم موفق به دیدار کوهپایه های آلپ نشدیم , و امیدوار بودم موقع برگشت این محرومیت رو جبران کنیم  
جاده رو به طرف بالا و شیب تند دنبال میکردیم و ناوی به ما میگفت  ۲۰ دقیقه دیگه به مقصد یعنی شهر Novigrad میرسیم 
متعجب بودیم که لابلای کوها و این شیب تند چجوری میتونیم دریا رو پیدا کنیم !!
جاده باریکی رو در پیش رو داشتیم که برامون خیلی شبیه به جاده هراز و شمال و پیچهای تندش بود
و حتی رستورانهای کناره ای جاده , ما رو بیشتر به حال و هوای ایران نزدیک کرد 
بوی دریا و شوری آب رو به خوبی حس میکردیم
ناوی ما رو درست راهنمای کرده بود و دریایی که ما پیش رو داشتیم بر خلاف اون چیزی بود که همه جا میدیدیم :)
بعد از طی کردن مسافتی , به مقصد خودمون که یک خانه آپارتمانی  بود رسیدیم , هوا بسی گرم و خورشیدی تابانتر و سوزانتر از آلمان , به ما  خوشامد گفت ( البته منظور زمانهایی هست که خورشید خانوم ما رو شرمنده میکنه  )


لباس محلی مردم کرواسی 


دریا با ناباوری در چند قدمی ما بود , حس میکردم  این شهر و این منطقه باید خیلی شرجی باشه , ولی خوشبختانه اصلا اینجور نبود
وسایل رو به آپارتمان منتقل کردیم و مقداری از مایحتاج خودمون رو از فروشگاهای اطراف  تهیه کردیم و بعد از کمی استراحت شروع به گشت و گذار کردیم
اولین دیدارمون رو با دریا شروع کردیم , دیدن دریا برای من آرامش بخشتر از هر جایی میتونه باشه
بر خلاف تصورمون دریایی با ساحل شنی در پیش رو نداشتیم , بلکه ساحل تشکل شده بود از سنگهای کوچیک و بزرگ و صخره هایی  سنگی که خیلیهاشون از جلبک پوشیده شده بود
اما ساحلی کاملا تمیز .......
اگه کسی میخواست تو آب بره با پای برهنه امکان پذیر نبود  , یا شاید ما نتونستیم :))  چون سنگها ی جورایی کف پا رو آزار میدادن
بخاطر همین هم بیشتر افراد کفشهای مخصوص شنا داشتن


اون موقع بود که به یاد  شنها و ساحل زیبای خودمون که جنوب و شمال هست  افتادم
برای افرادی مثل ما که ساحلی به اون زیبایی داریم و از قدم زدن روی شنها نهایت لذت رو میبریم , این سنگها چیزی در حد شک بود :/
اینو گفتم تا قدر اون چیزی که دم دستتون هست رو , بدونید :)

خرچنگهای کوچیک و بزرگ رو به راحتی میتونستی روی صخره ها ببینی , که با دیدن و نزدیک شدن هر جنبنده دیگه بلافاصله تو آب میرفتن , واسه همین هم متاسفانه نتونستم ازشون عکسی بگیرم
تصمیم گرفتیم شب رو با شهر و جلوه هاش سپری کنیم
بر خلاف آلمان که همیشه ساعت ۷ غروب , تک و توکی افراد رو تو خیابونها میبینی , تو این شهر کوچیک توریستی تازه از ۷ شب شهر به جنب و جوش خاصی میرسید و همه بیرون از خانه ها در حال قدم زدن و خرید هستن


عروسکهای لوندلی ( اسطو قدوس ) 

فردای اون روز هوای بارانی و بسیار زیبایی نصیب ما شد , دوست داشتم که یک صندلی بزارم و ساعتها به تماشای نم نم بارون بشینم
با توجه به هوای پاکی که داشتیم شهراقامتگاه خودمون رو جستجو کردیم تا از خانه های قدیمی و بافت شهری نهایت لذت رو ببریم

یکی از روزها رو اختصاص به شهر  Poreč دادیم شهر پورچ حدود ۲۰ کیلومتری Novigrad و به سمت پایین کرواسی قرار داره

نقاشان آکادمی هنر که در خیابان اصلی شهر پورچ  مشغول کشیدن عکس افراد هستن 

این شهر که بزرگتر از شهر اقامتگاه ما بود , گوشه  و کنار زیبایی واسه دیدن و عکس گرفتن داشت
همینجور مغازه های فراوانی که میتونستی تمام سوغاتی های مورد نظرتو تهیه کنی :))


کوچه های تنگی که هنوز به همون سبک قدیمی نگهداری شده و کفپوشهای سنگ فرشی که فضای قدیمیتری به شهر میده


و چند قسمت تاریخی و قدیمی که توریستها رو به خودش جلب میکرد


شکل زیبایی پنجره ها که به سبک ایتالیایی شناخته شده , بسیار جالب توجه بود و میشه گفت تمام خانه ها با همین سبک پوشش داده شده بودن
و پشت اکثر این پنجره ها گلدانهای گل زیبایی دیده میشد که با اون سبک قدیمی ساختمانها جلوه زیباتری میداد


تو کوچه های تنگ و باریک پر از رستوران و کافی شاپ بود , و باید بگم که لذیذ ترین قهوه رو تو همین شهر نوشیدیم , و حدس میزنم که برداشتی از قهوه های ایتالیایی باشه


افراد بومی  که در همون محل زندگی میکردن با ظرفهای قهوه جوش و استکانهای قهوه پشت یک میز نشسته بودن و به رفت و آمد مسافران  توجه داشتن و هر از گاهی با هم گپ میزدن
بوی خوش پیتزاهای لذیذ که تو تنور و به سبکی کاملا متفاوت از اینجا پخته میشد , کوچهای تنگ رو پر کرده بود


کلی توریست تو کوچه  و خیابانها در حال رفت و آمد بودن
حدود  ۴۰% توریستها ایتالیایی بودن و برام جالب بود , مردمی که در کشوری پر از نقاط ساحلی و دریا زندگی میکنن , چطور اکثریت توریست رو تشکیل میدن .....
بعد از اون میتونستید آلمانی ها و اوتریشی و سوئیسی ها رو ببینید
خیلی مایل بودیم که از این شهر با کشتی واسه ۱ روز به ونیز بریم , ولی متاسفانه به دلایلی نشد
فاصله شهر ونیز به شهر  Poreč همراه کشتی تنها ۳ ساعت بود :)
در این مابین خستگی خودمون رو با قهوه های لذیذ و بستنی هایی که به خوشمزگی شهر خودمون نبود ؛  از بین میبردیم و دوباره به کنجکاویمون ادامه میدادیم



مورد جالب توجه دیگه  , خاک قرمز ( رس ) این کشور بود که بخوبی قابل  کشت و کار بود
در کرواسی درختهای  میوه  زیادی از جمله انجیر , گیلاس , کیوی , سیب , آلو ..... یافت میشه


و همینجور تا چشم کار میکنه درخت زیتون و انگور کاشته شده , که این ۲ مورد رو بیشتر برای مصارف صادراتی استفاده میکنن
اطراف محل اقامت ما پر از بوته های تمشک بود , و جالب اینکه اصلا مثل تمشکهای اینجا خارهای زمخت نداشتن و طعمی مابین تمشک و توت سیاه داشتن


برام جای سوال بود که چرا از میوه های درختیشون استفاده نمیکنن  و مثلا روی درخت گیلاس , تمام گیلاسها به همون صورت باقی مونده  و خشک شده بود یا انجیرها کاملا میرسید و به زمین میخورد
البته چند تایی رو از زمین خوردن نجات دادیم :))) ولی دلم کلی واسه این مظلومیتشون سوخت


شب راهی مسیر خانه شدیم  و با کمال تعجب دیدیم , نانوائیها هنوز باز هستن و در حال سرویس دادن به مشتریهای شهرشون .
این بود که تصمیم گرفتیم چند تا نان برای گذر شب تهیه کنیم


خیلی ها اعتقاد دارن که آلمان بهترین و متنوع ترین نانهای دنیا رو داره , و این مورد رو خود من هم کاملا قبول دارم
ولی تو آلمان واسه ۱ بار ( نهایتا ۲ بار ) پخت روزانه انجام میشه و مغازه هاش , شما رو سرمست از عطر خوش بوی نان و شیرینی و دارچین میکنه
اما در کرواسی دقیقا تا ساعت ۱۱ شب  شما میتونستید نان گرم و تازه با طعمهای لذیذ و بافت عالی خریداری کنید
و مرتب نان تازه پخته میشد


تو این چند روز ۱ روز دیگه خودمون رو با هوای بارانی و ابری سپری کردیم
و خیلی دوست داشتم که با این هوا کنار دریا باشم و ببینم چه جلوه ای داره 
این بود که بر خلاف تصورم آرامش دریا رو در هوای بارانی , نظارگر بودیم



و بالاخره وقت اون رسید که سفر چند روزه خودمون رو به پایان برسونیم و به قول آلمانی ها به هایم برگردیم :)
اینبار سفرمون رو , هر چند میدونستیم که در آلمان  به ترافیک شدیدی بر میخوریم ..... ساعت ۸ صبح آغاز کردیم
روشنایی روز به ما کمک کرد که بر خلاف اومدنمون بتونیم از زیبائیهای طبیعت و جاده نهایت لذت رو ببریم


بار دیگه  مسیر پاس کنترل کرواسی رو رد کرده و وارد اتوبانهای تمیز و صاف اسلوانی شدیم
و بعد از رد کردن چند تونل کوچیک و بزرگ به طولانی ترین تونل اتریش رسیدیم که باز هم مجبور به پرداخت عوارضی شدیم
خوبه بدونید که ما در آلمان عوارضی جاده های اتریش و اسلوانی رو پرداخت کردیم و بجز اون جداگانه برای ۲ تا از تونلهای اتریش عوارضی پرداخت شد

پاستیلهای  رنگ و وارنگ 

از اونجایی که آلمان تقریبا میانه اروپا قرار گرفته , رفت و آمد از این کشور به کشورهای همجوار خیلی زیاده و اصلا قابل مقایسه با کشورهای اطراف نیست
اما با توجه به این موضوع , چند سالی هست که  در آلمان فقط ماشینهای سنگین مجبور به پرداخت عوارض هستن  , و همین مسئله موجب شده که دست اندرکاران , قوانین رو کمی تغییر بدن و واسه ماشینهای کوچکتر هم عوارضی دریافت کنن
در اتریش کیلومتر به کیلومتر , دوربینهای کنترل ترافیک ما رو زیر نظر داشتن  :))))
اینو هم گفتم که اگه خواستید از اتوبانهای این کشور بگذارید , حواستون رو خوب جمع کنید ؛)

بالاخره موفق شدیم که رشته کوهای آلپ رو هم تماشا کنیم و عکسهای نه چندان خوبی ازشون بگیریم
ابرها آنقدر زیبا و نزدیک بودن که آدم میخواست با دست لمسشون کنه ^_^


بعد از کلی خستگی و ترافیک بالاخره ساعت ۱ صبح روز بعد به خانه رسیدیم

یادمه اون موقع تو عید هیچوقت خونه نبودیم و اصولا هر سال بعد از تحویل سال مسافرت میرفتم
با اینکه از تهران به جنوب ایران  باید بیشتر از ۱۰۰۰ کیلومتر رو سپری میکردیم هیچوقت اینقدر خسته و ناتوان نمیشدیم
الان که امکانات از بابت وسیله نقلیه بالاتر رفته و راها و جاده ها خیلی بهتر شده ..... کلی خستگی به تنمون میشینه
اینا همه نشونه پیریه :))))))





کلیسا و قلعه های قدیمی روی کوهای اسلوانی و اتریش 




Sonntag, 23. August 2015

پاستاته - Bouchées à la - Königinpastete




پاستاته یکی از فرمهای جالب و تک نفره پیش غذاست که باهاش خیلی ایدها , میتونید پیاده کنید  ^_^
تهیه این مدل پیش غذا خیلی راحته و فقط احتیاج به مقداری خمیر ۱۰۰۰ لا دارید که بتونید با فرم خاصی , اونها رو سوار هم کنید و بعد با هر چی که مایل هستید داخلش رو پر کنید 
در مورد پاستاته فقط میدونم که یک رسپت از فرانسه هست و البته  به کشور لوکزانبورگ هم نسبت داده شده و به نام محلی Bouchées à la  یا به زبان آلمانی  Königinpastete گفته میشه 
در لوکزامبورگ اصولا در هر رستورانی میتونید پاستاته رو کنار ظرفها تون ببینید که اوصولا در کنار سالادها و سیبزمینی سرخ کرده و غیره سرو میشه و گاهی اوقات هم به صورت غذای کامل مصرف میشه 
و حتی برای شیرینی ها مورد استفاده خوبی هست 
در آلمان بیشتر با فری کاسه که یک خوراک لذیذ هست و با نودل یا برنج هم سرو میشه , پر میشه 
و تو خیلی از فروشگاهها میتونید اونو به صورت آماده و پخته شده هم تهیه کنید , ولی خوب مثل همه موارد خونگییش چیز دیگه هست :)


برای شروع به خمیر تازه ۱۰۰ لا احتیاج دارید و ۲ تا قالب که بتونید خمیر رو قالب بزنید , یکی بزرگ و یکی کوچکتر که برای خالی کردن میان خمیرتون هست 
قالبتون میتونه  مثل مال من کنگره دار باشه یا گرد ساده باشه 
۱ عدد تخم مرغ رو هم داخل ظرفی بشکنید و خوب هم بزنید و کنار بزارید 
اول از همه کف پاستاته رو باید تهیه کنیم که در واقع به تعدادی که مایل هستید تهیه کنید به صورت گرد قالب میزنید 
و توی سینی فر میچینید ( بهتره که از ابتدای کار تو سینی قرار بدید ) روی خمیر رو چند سوراخ با چنگال ایجاد کنید 
حالا دور تا دور خمیر رو یک لایه با تخم مرغ برس کشی کنید 
و دوباره خمیر رو قالب بزرگ قالب  بزنید ولی  اینبار با قالب کوچکتر , داخل قالب رو خالی کنید و با دقت خمیر رو روی خمیر اولی یا پایه قرار بدید 
اینکار رو من تا ۴ بار انجام دادم و هر بار بین لایه ها تخم مرغ مالیدم که مثل چسب بچسبه 
حالا با کمک کاغذ فویل یک گلوله استوانه شکل درست کنید و میان پاستاته قرار بدید که موقع  پخت کج و لوچ  نشه :))


اون تیکه کوچیکا رو هم که قالب زدید میتونید بزارید بپزه و با کمی پودر شکر میل کنید 
ولی چند تاش هم واسه سر پاستاته ها لازمه 
و اینو هم بدونید که مدت زمان پختشون با پاستاته پایه فرق داره و بهتره که جدا بپزید , چون لایه  بندی نیست 
بعد از اینکه لایه آخر  پاستاته ها رو هم تخم مرغی کردین بزارید داخل فر با حرارت ۱۸۰ درجه و به مدتی که روش خوشرنگ شه 

و اما برای داخل این پاستاته من از سالاد تن فیش استفاده کردم 
یعنی تن فیش کنسروی رو بعد از روغن گیری یا آبگیری , کمی با چنگال جداشون کردم و بهشون چند قاشق کرم فرش یا اگر نداشتید مایونز بزنید , همراه با مقداری پیاز خرد شده , نمک و فلفل , جعفری خرد شده و خیلی کم سیر مخلوط کردم و توی این کاسه های نانی ریختم
و یا میتونید از سالاد الویه استفاده کنید 
این ترکیب برای مهامنی ها بسیار شیک و زیبا و جالب توجه هست :)
نوش جان , گیلدا




Dienstag, 11. August 2015

خورشت ریواس



بعد از تهیه تارت ریواس و خورشت ریواس با لوبیا  ( البته به سبک قرمز و با گوشت و بدون سبزی )
نوبت به ی خورشت ریواس با سبزی میرسه 
به نظر من همونجور هم که قبلا گفتم این خوراک  شباهت زیادی به خورشت کرفس داره و تنها ترشی خودش رو از ریواس میگیره 
پس روش کار رو مثل همون خروشت کرفس که اینجا کلیک میکنید , انجام دادم 
و فقط به جای گوشت که خیلی ها استفاده میکنن من از مرغ استفاده کردم 
مورد دیگه که باز هم اینجا اشاره میکنم اضافه کردن ریواس در آخر کار هست 
و اینکه ۱ حبه سیر هم داخلش رنده کردم 
امیدوارم که از تهیه اش نهایت لذت رو ببرید 
ولی خودمونیم , این ریواس عجب ترشهههههههههه :)))
نوش جان  , گیلدا



Donnerstag, 6. August 2015

مربای انگور فرنگی - Johannisbeer konfitüre



براتون قبلا گفته بودم که جلو خونه ما ۱ بوته از درخت  Johannisbeer هست که هر سال میوه میده و ما رو شرمنده خودش میکنه :))
اما از اونجایی که دور رو برش چند تا درخت خار دار هست کمی چیدنش مشکله 
چند روز پیش دیدم از طرف شهر اومدن و دارن شاخ و برگهای اضافه رو میزنن , بعد از تمام شدن کارشون دیدم که اون ی تیکه که قبلا خیلی به سختی میشد ازش چند تا شاخه انگور فرنگی بچینی , ی دست قرمز شده ^_^
این بود که گفتم بچینم واسه مربا


و تونستم ۶۰۰ گرم میوه تازه و زیبا و گوگولی مگولی واسه مربا بچینم ^_^
این اولین باری بود که با انگور فرنگی مربا درست میکردم و چون میوه خیلی ظریفی هست , داشتم فکر میکردم چجوری طبخش  کنم که شکل ظاهریش هم ی جورایی حفظ بشه 
این بود که اول از همه معادل وزن خودش شکر رو با ۱ لیوان پر آب گذاشتم کمی بجوشه 
به حدی که بتونی بگی کمی قوام اومده باشه 
بعد بهش پوست لیمو ترش و ۲ قاشق  پر هم شکر ژلاتینی اضافه کردم 
و باز گذاشتم که کمی بجوشه و وقتی به جوش ریز افتاد , دانه های انگور فرنگی رو اضافه کردم 
واسه دانه کردنش هم میتونید خیلی راحت با یک چنگال اینکار رو انجام بدید , به این صورت که چنگال رو از بالای ساقه به طرف پایین بکشید و میبینید که به راحتی دانه ها از ساقه جدا میشه 
بعد از اضافه کردن انگور فرنگی ها , اینبار مقدار کمی گلاب اضافه کردم 
من اصولا از گلاب واسه مگرنم کمی فاصله میگیرم :) 
ولی خواستم اینبار کمی متفاوت از مرباهای دیگه باشه 
و بعد از اینکه چند جوش زد و یقین پیدا کردم که شربتش قوام اومده , بلافاصله مثل همه مرباهای دیگه داخل شیشه های شسته شده کردم و بلافاصله دربشون رو بستم , تا حالت وکم بشه 
یادتون باشه که وقتی یقین پیدا کردین شربت قوام اومده باید انگور فرنگیها رو اضافه کنید :)
نوش جان , گیلدا






Sonntag, 2. August 2015

خوراک کاری قارچ و نخود فرنگی




دیروز ۱ بسته قارچ خریده بودم , اخه آنقدر تازه و گرد و تپل مپل بود که دلم نیومد ازش بگذرم
تو راه یادم افتاد که کتاب آشپزی هندیم چند تا دستور از قارچ گذاشته بود
این بود که بلافاصله رفتم سراغش و این دستور رو تهیه کردم
در واقع ی دستور که باب میل دوستان گیاه خوار هست و باید به حق بگم که با همین چند تا دونه سبزیجات یک خوراک لذیذ تحویل گرفتم
قبل از مواد و طرز پخت اینو هم اضافه کنم که تو آشپزی هندی و پاکستانی ادویه ها حرف اول رو میزنن
حالا اگه کسی با این همه ادویه جورواجور مشکل داره , میتونه مثل من بعضی از اونها رو کنار بزاره یا از ادویه های دلخواه خودش استفاده کنه
ولی باز یادتون باشه که حذف چند تا ادویه اساسی با هم تو این غذاها , کلی از کیفیت اونها کم میکنه
و حالا میریم سر مواد لازم و طرز تهیه


مواد لازم :
قارچ ۶ تا ۷ عدد بزرگ
گوجه ۱ عدد بزرگ
نخود فرنگی ۱۰۰ گرم پخت شده
گشنیز تازه و خرد شده ۳ تا ۴ قاشق
کره یا روغن گی , به میزان لازم
پودر کاری ۲ قاشق چایی خوری
هل سبز ۳ دانه
برگ بو ۱ عدد بزرگ
زردچوبه , نمک و فلفل تند
تخم گشنیز ۱ قاشق
زنجبیل ۱ بند انگشت رنده شده
سیر ۲ حبه

طرز تهیه :
در پخت و پزهای هندی اصولا ادویه جات به صورت کامل تو روغن برای مدتی که عطر شون در بیاد , تفت داده میشه
من هم همین کار رو انجام دادم و بعد از ی مرحله ادویه هایی مثل هل یا برگ بو رو جدا کردم
پس اول از همه تخم گشنیز , هل و برگ بو رو تفت بدید
پیازها رو خلال کنید و اضافه کنید و باز کمی تفت بدید
حالا قارچها رو اضافه کنید و به تفت دادن ادامه بدید , من تو همین مرحله هل و برگ بو رو جدا کردم
و اینو  هم بگم که اگه این فکر رو میکنید  تخم گشنیزها زیر دندون میاد اصلا اینطور نیست و حسابی نرم میشه و بخورد غذا میره
بعد میتونید گوجه خرد شده رو اضافه کنید
حرارت رو کم کنید و بزارید سبزیجات از حالت خامی در بیاد
و بد میتونید گشنیز تازه و زنجبیل و پود رکاری رو همراه با نخود فرنگی اضافه کنید
باز هم کمی تفت بدید , این خوراک کاملا کم آب هست و اگه مایل بودید کمی آبدار شه میتونید مقدار خیلی کمی بهش آب اضافه کنید , که البته خامه و کرم فرش هم گزینه خوبی هستن
و بعد از چند جوش کوچیک دیگه آماده هست که با برنج یا با نان میل کنید
نوش جان , گیلدا