Samstag, 28. Juni 2014

بستنی اکبر مشتی




ی مدت پیش به خودم گفتم : من که اینجا نمیتونم  ثلعب پیدا کنم , دلم هم حسابی بستنی زعفرونی یا همون اکبر مشتی رو میخواهد :( پس چکار کنم ؟؟ 
یادمه یکی از همسایهای خوبمون تو ایران که دیگه عمرش رو به شما داده ی روز که کلی گوجه گرفته بود و با مکافات داشت آبشون رو میگرفت تا رب درست کنه ..... وقتی که ازش سوال کردم چرا اینقدر زحمت میکشی و نمیری بخری ؟؟ میگفت : ما ایرانی ها همیشه مشکل شکم رو داریم و عادت داریم کلی سختی به خودمون بدیم تا بهترین چیزها رو درست کنیم 
البته اینکه میگفت ما ایرانی ها مشکل شکم رو داریم رو نه ١٠٠% بلکه ١٢٠% درست میگفت 
گاهی اوقات که ی چیزهای مثل نون تافتون , یا کشک یا هر چیز دیگه که اینجا پیدا نمیشه رو درست میکنم همسرم میگه : مگه مجبوری ؟؟؟ :)
اول به خودم میگم نه , ولی بعد به این نتیجه میرسم که واسه بقای زندگی مجبورم :))))))))))
خلاصه همین اجبارات منو مجبور کرد :)) که برم سراغ این بسته پودری که پائینتر عکسش رو میبینید 
تبلیغش رو تو تلوزیون آلمان خیلی  دیده بودم , این بود که تصمیم گرفتم خودم رو راحت کنم و ببینم نتیجه کار چی میشه 
و واسه همین هم ٨ ماه قبل پودرش رو خریدم ولی هر بار واسه سرمای هوا میگفتم بذار بعدا
تا اینکه دیدم تابستون رسید و هوا هنوز ١٨ درجه بالای صفره , این بود که خواستم بگم بله ه ه ه ماه هم اینجا تابستون داریم و حس تابستانی منو گرفت :))


خوب حالا روند کار :
واسه کارتون احتیاج به ١ بسته از این پودرها دارید که روش نوشته شده دوست دارید با شیر مخلوط کنید یا با ماست یا ی چیز دیگه هم بود که من توجه نکردم :)))
من شیرش رو برداشتم و روی پاکت به راحتی نوشته که چکار باید  بکنید 


بسته رو با ٣٥٠ میل شیر مخلوط کردم و با همزن به مدت ٢ دقیقه با دور تند زدم 
مواد هجمدار میشه و از حالت رقیق بودن کامل در میاد 
تو همین مرحله بهش زعفران دم کرده , ٢ قاشق گلاب  و پسته خرد شده یا خلال پسته رو اضافه کردم و دوباره هم زدم تا مواد مخلوط شه
حالا مواد رو تو فریزر میزاریم تو چند ساعتی وقت احتیاج هست که خودش رو مثل بستنی بگیره , اما بین این چند ساعت ۱ بار بیرون آوردم و خامه ها رو توش اضافه کردم و هم زدم و دوباره تو فریزر گذاشتم 


حالا میریم سر خامه بستنی :
شما ٢ تا راه دارید 
١ - خامه کیک ( معمولی ) رو  داخل ظرفی بزنید تا خوب فرم بگیره و بعد یک برگ نایلون سلیفون رو سطحی بزارید و خامه رو سلیفون یک لایه بمالید . دقت کنید که خیلی نازک نباشه و همونجوری بزارید تو فریزر تا یخ بزنه و بعد خرد کنید و تو بستنی بریزید ( که من از این روش استفاده کردم )


٢ - میتونید کره رو به قطعات چارخونه و کوچیک و باریک ببرید و باز بزارید تو فریزر که یخ بزنه و به مواد اضافه کنید 

البته من خامه رو زمانی اضافه کردم که بستنی رو چند ساعت تو فریزر گذاشته بودم و خودش رو کمی گرفته بود تا با اضافه کردنش به بستنی آب نشه 
در مورد طعم این بستنی فقط میتونم بگم که فوقالاده عالی بود و اصلا فکر نمیکردم انقدر شبیه به اکبر مشتی خودمون بشه 
تازه اون هم به این راحتی :))
البته این رو هم بگم که این پست رو من فقط واسه اون دسته دوستانی که مثل من از بعضی وسایل دور هستن میزارم تا بتونن غربت رو تحمل کنن :))
خیلی از عزیزان بهم پیشنهاد دادن که با بستنی وانیلی آماده اینکار رو انجام بدم , اونو هم امتحان کردم , ولی چون تو این جور بستنی ها با توجه به اسمش وانیل زیادی هست , با طعم زعفرونی مخلوط میشه و اون چیزی که باید باشه نیست
خود من شخصا این مدل رو بهتر و نزدیکتر به بستنی سنتی دیدم :)
نوش جان , گیلدا







Donnerstag, 26. Juni 2014

راتاتویی - Ratatouille - فرانسوی



وقتی تو یک رستوران فرانسوی پا میزاری , یکی از خوراکهای ثابت منوی کارتهاشون راتاتویی Ratatouille هست 
راتاتویی  یک خوراک شناخته شده فرانسوی هست که از شهر نیس , جنوب فرانسه اومده 
از دید یک آشپز آلمانی که خیلی قدیمها صحبتش رو شنیدم ..... میگفت , راتاتویی چیزی نیست جز چند عدد سبزیجات رنگارنگ  که بهتره با نظم چیده شه 
البته میتونید بدون نظم هم کار کنید ,:))) 
خیلی وقت بود که میخواستم این خوراک رو تهیه کنم ولی دوست داشتم که حتما از کدو زرد هم استفاده کنم و بخاطر پیدا نکردن این یک قلم جنس کار رو به جلسات بعدی منتقل میکردم 
تا اینکه یک روز واسه خرید میوه و سبزیجات تازه به بازار رفته بودم که چشمم به کدو زرد افتاد این بود که بدون معطلی خریدم تا باهاش پروژه خودم رو عملی کنم :))
تو این خوراک سلیقه ای میشه کار کرد , چیزی که ثابت هست , کدو , بادمجان , پیاز و گوجه هست 
و چیزی که مدام تعقیر میکنه , هویج , فلفل دلمه , سیبزمینی , سیر میتونه باشه 

١ عدد پیاز رو خرد کردم و همراه با چند حبه سیر له شده تفت دادم ( ادویه رو میزارم دست خودتون )
چند تا گوجه رو خرد کردم و به پیازها اضافه کردم و تفت دادم تا آبش کشیده شه 
این سس رو داخل ظرفهای مورد نظر تقسیم کردم , جوری که فقط کف ظرفها رو بگیره 



سبزیجاتی که من استفاده کردم کدو سبز , کدو زرد , گوجه , بادمجان و سیبزمینی بود 
که اونها رو خیلی نازک و همه رو ١ اندازه حلقه کردم , اینجای کار رو با هر چی راحت هستید انجام بدید ولی دقت کنید که همه یک اندازه باشه 


البته من یک ظرف هم به صورت قاطی درست کردم که بگم بدون نظمش هم قشنگ و خوردنی بود :)))


حالا به تناسب رنگ یکی یکی تو ظرف پشت هم ردیف قرار دادم و چیدم کل ظرف رو با سبزیجات پر کنید 
روی اونها رو کمی نمک بپاشید و چند قطعه کره بزارید و با فویل بپوشونید و درون فر با دمای ١٧٠ درجه قاره بدید 
بعد از ٢٠ دقیقه فویل رو بردارید و بزارید کمی روش برشته شه , ولی رنگش تعقیر نکنه 
مجموعا چیزی حدود نیم ساعت به پخت احتیاج داره 
حالا دیگه راتاتویی شما آماده هست تا میل کنید 
نوش  جان , گیلدا 


این هم چیدمان آقای همسر 






Dienstag, 24. Juni 2014

سفر ٣ روزه ما


این سفرنامه من تنها :
عقیده ذهنی خودمه که در واقع این حس رو برای من به وجود آورده که چند نفری دور هم جمع شدیم و هر کس از ما صحبتی از سفرش داره و  من هم میون اون چند نفر دارم نظرات خودم رو میگم 
پس لطفا جبهگیری نکنید 

چند سالی بود که قصد سفر داشتیم و همیشه به علل مختلف تاریخ سفرمون رو باید از تقویم خط میزدیم 
یکی از مواردی که همیشه سفر ما رو به چرا و اما و اگر ..... مینداخت وجود سگ کوچیکمون بود که نمیتونستیم به راحتی همراهمون ببریم و یا پیش کسی بذاریمش 
گزینه های قطار و هواپیما برای این کوچولو همیشه ناممکن بود و بهترین  گزینه واسه ما این بود که با ماشین شخصی خودمون اینکار رو انجام بدیم و از انجایی که میخواستیم سفرمون رو با ماشین انجام بدیم , طبیعتا باید راهی رو انتخاب میکردیم که زیاد دور نباشه 

همسر من از نوجوانی علاقه زیادی به فرانسه و زبان فرانسوی و پاریس داشته در حدی که حتی تو ایران با میل شخصی خودش به کلاسهای فرانسوی میرفته و هر چیزی رو که مربوط به این کشور بود جمع آوری میکرد .
من هم بعد از دیدن این همه علاقه بهش پیشنهاد کردم که واسه مدت کوتاهی که مرخصی داره ی سفر به پاریس بریم و از نزدیک برج ایفل و موزه لوور و امکان دیدنی دیگه رو زیارت کنیم  :)) 
تعجب نکنید که اگه بگم تو این ١٦ سال به جز یکی ٢ کشور همجوار خودمون نتونستیم مکانهای دیگه رو ببینیم ولی این سفر تفریحی , ما رو مصمم کرد که از این به بعد بیشتر وقت واسه اینجور سفرها بزاریم 

سفر ما بخاطر ترمینهای دیگه ای که تو آلمان داشتیم   در ٣ روز خلاصه شد 
ساعت ٦ صبح روز جمعه راه افتادیم , مسیر ما اول هلند و بعد رد کردن مرز بلژیک و بعد رسیدن به پاریس بود 
بعد از رد کردن چند شهر و دهات کشور آلمان ....  داخل خاک هلند شدیم , من همیشه عاشق فرم و سبک خانه های هلندی بودم و هستم ولی هیچوقت تابلوهای راهنمایی و رانندگی شو دوست نداشتم :)) چون همیشه ی چطور و چرا و اما برات باقی میزاره البته این مشکل رو تو بلژیک هم داشتیم ..... یعنی چیزی کاملا بر عکس تابلوهای آلمان , که همه رو نکته به نکته و مو به مو میتونی رو تابلوهاشون ببینی , جوری که  همیشه میگم بدون ناوی و باخواندن تابلوها هم میتونی خودت رو به مقصد برسونی 

با یک سرعت مجاز که بیشتر از ١٣٠ کیلومتر نمیتونست باشه اتوبانهای تمیز  هلند رو پشت سر گذاشتیم و بعد از یک استراحت کوتاه و نوشیدن قهوه بدون اینکه متوجه بشیم مرز هلند رو  رد کردیم و وارد خاک بلژیک شدیم
اتوبانهای بلژیک به تمیزی هلند یا آلمان نبود ولی چیزی که جالب توجه بود وجود چراغهای داخل اتوبان بود که  کل  مسیر به چشم میخورد
و بالاخره به برکت وجود اتحادیه اروپا وارد خاک فرانسه شدیم , با جاده های نه چندان جالب و رانندگی منحصر به فردشون که منو بیشتر یاد رانندگی ایران انداخته بود :)) البته اگه دروغ نباشه کمی بهتر از ایران
فرانسه تنها کشوری بود که تو این مسیر از ما عوارضی دریافت کرد
هر چی که به پایتخت نزدیکتر میشدیم دقتمون رو در رانندگی باید بیشتر میکردیم , تا حدی که دیگه کسی از راهنما استفاده نمیکرد و یا اگه اینکار رو میکرد چون عادت به استفاده از راهنما نداشت دیگه خاموشش نمیکرد :)))
بلاخره به سختی تابلوی پاریس رو خوندیم و وارد شهری شدیم که کاملا حس تهران بزرگ رو به ما داد
پاریس شهر مد , شهر عشاق , شهر عطرها و لوازم آرایش لوکس , شهری پر  از آثار تاریخی و دیدنی همراه با  فرهنگ غنی و هنرهای زیبای معماری و میلیونها  بازدید کننده
ترافیک , شلوغ , صدای بوق ماشینها ( که اصولا تو آلمان شنیدنش آرزوت هست ) آسمان خراشهایی که نمای معرفی کارخانجات  بزرگ بود
و موتور سوارهای که لابلای ماشینها با فلاشرهای روشن و بدون دقت رد میشدن تا زودتر به مقصد برسن
با ٢ ساعت تاخیر بالاخره به هتل رسیدیم و بعد از گذاشتن وسایل تصمیم  گرفتیم از وقت محدودمون نهایت استفاده رو ببریم
با راهنمای اینفورماسیون هتل و گرفتن یک نقشه به طرف مترو راه افتادیم
اقدام بعدی خرید بلیت مترو بود که کار راحتی نبود , این بود که اولین یاری رو از فرانسویها خواستار شدیم
٤ تا خانوم مهربون با لهجه شیرین فرانسوی منظور ما رو گرفتن و بهترین گزینه بلیت رو به ما معرفی کردن
بعد از چند دقیقه مترو سواری به مرکز شهر و به برج معروف ایفل یا به گفته خودشون Tour Eiffel رسیدیم


عظمت و زیبایی این برج در کنار رود زیبایی سن هر بیننده ای رو مجذوب خودش میکرد
چند دقیقه ای رو خیره به برج بودیم  و مرتب این سوال تو ذهن من و همسرم میومد که چجوری این برج رو آقای ایفل ساختن ؟؟ :))))
برجی از آهن که میتونستید حالت زنگ زدگی رو ببینید ولی این زنگ زدگی در واقع رنگی مخصوصی  بود که هر ٧ یا ٨ سال به برج زده میشه و دور تا دور برج اسامی ٧٢ تن از افرادی که در ساخت این برج نقش داشتن رو میبینید
کاملا به موازای این برج یک پل به روی رودخانه سن بود که در آنطرف رود دومین اثر تاریخی شهر یعنی Palais de Chaillot قرار داره


کناره های رود سن رو به طرف خیابان شانز لیزه یا به قول خود فرانسویها  Avenue des Champs-Élysées  پیش گرفتیم و در طی راه به Palais de Tokyo رسیدیم اون هم یکی از موزه های این شهر به حساب میومد


و بالاخره بعد از سوال از رهگذرها که خیلی خوشبرخورد جواب ما رو میدادن به زیباترین خیابان پاریس یعنی شانزلیزه رسیدیم
خیابونی که هنوز سنگفرش قدیمی خودش رو حفظ کرده و بسیار شلوغ و پر رفت و آمد هست و از طرف غرب  به طاق پیروزی Triumphbogen میرسه و از جهت مخالف به موزه لوور


بعد از ساعتی تماشا و نشستن و نوشیدن یک نوشیدنی خنک در اون هوای گرم به طرف منزل به راه افتادیم تا فردای اون روز رو بتونیم از موزه لوور دیداری داشته باشیم

صبح شنبه خودمون رو با یک صبحانه لذیذ فرانسوی در هتل آغاز کردیم , در واقع همون چیزهای رو که حدس میزدیم به صورت بوفه چیده شده بود , کروزان , انواع مارمالاد , تخم مرغ , پنیر , شیرینی مادلین , عسل ........


یک صبحانه کامل و نان فرانسوی 
کروزان 


بعد از اتمام صبحانه به طرف موزه حرکت کردیم مشخص بود که در طول ١ روز نمیتونستیم از هشت قسمت بزرگ موزه دیدار کنیم این بود که تصمیم گرفتیم قسمتهای مورد علاقه خودمون رو در الویت قرار بدیم
برای همسرم زیباترین قسمت تماشای تابلوها و اثار هنرمندان بزرگ دنیا بود
و برای من دیدن از قسمت اثار تاریخی ایران
متروی شهر ما رو دقیقا به موزه لوور رسوند و بعد از گذروندن یک محوطه  بدون اینکه بیرون از مترو قدم بزاریم به طرف موزه رفتیم از ازدهام جمعیت متوجه شدیم که نزدیک به موزه هستیم
بیرون موزه اولین چیزی که بازدیدکنندگان رو به خودش مشغول میکنه هرم شیشه ای به سبک جدید هست که در مرکز موزه قرار گرفته و در زمان میتران رییس جمهور فرانسه ساخته شد نام این هرم پانوراما هست


نیمی از این هرم قسمت پایین و نیم دیگر اون قسمت بالای موزه قرار داره و بعد از گذروندن از این مکان به طرف خرید بلیط و مشاهده اثار زیبای موزه رفتیم
موزه لوور Musée du Louvre در واقع یکی از کاخهای سلطنتی بوده که در اون بیشتر از ٣٥ هزار آثار هنری نگهداری میشه و در سال ١٧٩٣ تبدیل به یک موزه شد


به همین دلیل تمامی دیوار و سقف موزه بر گرفته از اثار هنری مثل کنده کاری و نقاشی میباشد



دست راست بالا : مجسمه معروف بوسه زندگی 
سال ساخت ١٧٨٧
کاری از : Antonio Canova



و کریستالها و ظروف عتیقه این کاخ که به صورت محافظت شده و یا آزاد برابر دید همگان بود


در قسمت سالن نقاشی و مجسمه میتونید از آثار لئوناردو داوینچی , ژاک لوئی داوید , ونگوگ , ............... دیدن کنید

مسلما همه دوست داشتن اولین برخورد خودشون رو با خانوم ژکوند داشته باشن :))


بعد از رد شدن از قسمتهای مختلف و تماشای نقاشی های کوچیک و بزرگ به یک نقاشی با یک سایز کاملا نرمال یا به عبارتی کوچیک میرسیم که پشت شیشه و با یک فاصله تعیین شده نگهداری میشه , جلوی این شیشه یک پیشخوان چوبی هست و ٢ طرف این شیشه ٢ تا مامور و اطراف با چند دوربین کنترل میشدن و پشت این شیشه خانوم مونالیزا با لبخند معروفش که به نام همسر ایشون یعنی آقای ژکوند ثبت شده دیده میشد
و شما بی اختیار به دنبال این میگشتی که چرا این لبخند جهانی رو تسخیر خودش کرده ؟؟ !! :))

تصویر بالا کاری از اوژان دولا کروا میباشد 
نام تابلو : آزادی هدایت کننده مردم 


تصویر بالا سمت چپ کاری از ژاک لوئی داوید 
نام تابلو : مداخله زنان اهل سابین 


کاری از ژاک لوئی داوید 
نام تابلو : سوگند هوراتی ها 







کاری از ژاک لوئی داوید 
نام تابلو : تاجگذاری ناپلئون 




وقتی وارد قسمت اثار باستانی ایران شدم , به قول معروف نمیدونستم ناراحت باشم یا خوشحال
ناراحت از اینکه چرا این اثار نباید تو مملکت خودمون نگهداری شه و بهش افتخار کنیم ...... و یا خوشحال باشم که تمدن و فرهنگ کشورم در کنار آثار تاریخی دیگر کشورها  برابری میکنه و بخوبی ازشون نگهداری میشه


با این حس شروع  به تماشا و عکس گرفتن از اونها کردم
متاسفانه کل مطالبی که پای آثار ثبت میشد به دلیل غروری که فرانسویها به زبان خودشون دارن به همان زبان ثبت شده و به زبان دیگه حتی انگلیسی هم نوشته نشده

دست راست گاو بالدار آشوری متعلق به ٨٠٠ سال قبل از میلاد مسیح 
دست چپ  : سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش


زیور آلات مربوط به دوران هخامنشیان 
عکس پایین دست چپ : دسبند زرین از آلیاژ طلا و نقره از تمدن مارلیک ( استان گیلان کنونی ) 
زمان ساخت ٣٢٠٠ تا ٣٤٠٠ سال پیش تخمین زده شده 

دیواره های هخامنشی 


نقاشی های ساده در دوران هخامنشی که خطهای از این نقاشی ها بر اثر  مرور زمان پاک شده است 

مجموعه ای از تندیسهای سنگی ( هما )
پایین دست راست : شیر سنگی که جداگانه در محفظه شیشه ای قرار داشت 


کتیبه سنگی مربوط به دوران هخامنشی 


بعد از دیدارمون از موزه لوور که فقط ٢٠% بود  :)) تصمیم گرفتیم نیمه دیگه روز رو برای دیدن از کلیسای نوتردام  Notre-Dame  بزاریم


کلیسایی زیبا با قدمتی طولانی و معماری بسیار زیبا که اون مجسمه های بالای کلیسا منو به یاد فیلم گوژپشت نوتردام انداخت :))
در اطراف این کلیسا رود سن واقع شده و کوچ های بغلی کلیسا پر از مغازهای خرید و رستوران بود
و همینجور ساختمانهای مسکونی که به رنگ خود کلیسا بودن
البته اینو بگم که کل شهر به خصوص امکان دیدنی شهر تمامی بناها به همان صورت قدیمی  و با همان رنگ قدیمی  باقی مونده و شهردار شهر این اجازه رو نمیده که ساختمانها به رنگهای دیگه باشن و فقط اجازه تمیز کردن اونها رو دارن
اطراف این کلیسا پر از کبوترهای زیبا بود که بدون ترس به جمعیت نزدیک میشدن تا کمی دونه بگیرن
در واقع همون کفترهای حرم بودن :))


بعد از خوردن غذا و کمی استراحت تصمیم گرفتیم که به طرف هتل برگردیم و کمی استراحت کنیم
چون دیگه میدونستیم که روز آخرمون هست و متاسفانه هنوز کلی از زیبایی ها رو نتونستیم ببینیم
اما همین ٢ روز برامون کلی خاطره زیبا به یاد گذاشت . اونقدر که فکر کردیم در اولین فرصت باز هم سفری به این شهر داشته باشیم:)


Montag, 23. Juni 2014

بیسکویت قهوه


اگه دوست داشتید یک بیسکویت واقعی مثل اونهایی که تو بازار هست کاملا ترد و سفت داشته باشید , میتونید اینو تهیه کنید 
من خیلی از دستورات رو دیدم که نوشته شده بیسکویت شکلاتی , بیسکویت دارچینی , بیسکویت ....... ولی چند تا رو که درست کردم در واقع چیزی بیشتر شبیه به شیرینی خشک بود تا یک بیسکویت !!!
این بود که تصمیم گرفتم این دستور رو امتحان کنم و خوبه بدونید که این دستور واسه  کارهای  رویال آیسینگ هم پایه خوبی میتونه باشه 
یک حسن دیگه اینه که میتونید با هر طعم و مزه ای که مایل بودید , اونو تهیه کنید 
من از قهوه استفاده کردم 

مواد لازم :
شیر ٥ قاشق سوپ خوری 
آرد ٣٠٠ گرم ( امکان داره به مقدار بیشتری احتیاج داشته باشد )
زرده تخم مرغ ٢ عدد 
روغن جامد یا کره ١٥٠ گرم 
پودر شکر ١٤٠ گرم 
وانیل نصف قاشق چایی خوری 
پودر قهوه ١ قاشق 

طرز تهیه :
پودر قهوه رو با شیر مخلوط کنید 
روغن و شکر رو با هم زده تا کاملا سفید و پوک شه و دانه دانه زرده ها رو اضافه کنید و به هم زدن ادامه بدید 


وانیل رو به همراه قهوه  مخلوط شده به مواد قبلی اضافه کنید 
من مقداری پودر قهوه رو به همون صورت خشک هم به مواد اضافه کردم تا دیده شه 
تو این مرحله شما میتونید هر طعمی که دوست داشتید اضافه کنید 
و بعد ارد رو کم کم اضافه کنید , امکان داره آرد گفته شده کم باشه , اونقدر ارد اضافه کنید که خمیر یک نواخت و نرمی داشته باشد که به دست نچسبه 
خمیر رو داخل نایلون بزارید  و در دمای اتاق ٣٠ دقیقه استراحت بدید  


سپس روی سلیفون خمیر رو پهن کنید و کمی ارد روی خمیر بپاشید و با وردنه صاف کنید و اونها رو به صورت مکعبی ببرید و  اگر دوست داشتید طرح بندازید و روی کاغذ روغنی گذاشته 
 بیسکویتها رو داخل فری که از قبل گرم کردید با حرارت ١٨٠ درجه و مدت ١٥ تا ٢٠ دقیقه قرار بدید 
نوش جان , گیلدا