Mittwoch, 30. März 2016

زیره پلو مازندرانی


زیره پلو یا طعام  پلو مازندرانی , یکی دیگه از غذاهای سنتی و قدیمی مازندران هست که هم از بابت شکل و شمایل خیلی زیباست و هم با توجه به موادی که داره اونو کلی متفاوتر از زیره پلوی کرمانی  کرده 
من قدیمها اصلا به زیره علاقه نداشتم , نه تنها من بلکه کل خانواده جز مادر عزیزم , کسی به این ادویه علاقمند نبود 
و یادمه هر وقت که مادرم هوس میکرد بخوره مجبور میشد که تنها واسه خودش جداگانه مقداری غذا رو با زیره مخلوط کنه 
بنده خدا بخاطر ما , از طعم غذاهای دوست داشتنیش هم باید میگذشت :/
ولی الان مدتی هست که به سمت این ادویه کشیده شدم و با توجه به مطالب و خواص خوبی که ازش میخونم , تصمیم گرفتم بیشتر استفاده کنم 



مواد لازم برای ۲ نفر :
برنج آبکش شده به میزان ۲ پیمانه 
گوشت مرغ به میزان لازم 
زیره ۱ قاشق 
شنبلیله خشک ۱ قاشق 
دارچین نصف قاشق چایی خوری 
کشمش نصف استکان 
زرشک نصف استکان 
زعفران دم کرده به میزان لازم 
پیاز ۱ عدد 
زردچوبه , نمک , فلفل 

طرز تهیه :
اول از همه بزارید تا گوشت مرغ بپزه 
من به این صورت کار کردم که اول از همه مرغها رو داخل مقدار کمی کره سرخ کردم و بعد پیاز خلال شده رو همراه با نمک و فلفل و زردچوبه و مقداری زعفران دم کرده و بدون آب گذاشتم با حرارت کم و درب بسته , بپزه 
شما میتونید هم مرغ رو به صورت درشتر , پخته سرو کنید و یا مثل من بعد از پختن  تیکه تیکه کنید لابلای پلو بکشید 

دارچین و زیره و شنبلیله خشک رو با هم تو ظرف سنگی یا هر وسیله دیگه  خوب بکوبید , این کار عطر و بوی ادویه رو آزاد میکنه و غذای خوشبو تری خواهید داشت 

زرشک و کشمش را جداگانه تفت بدید , میتونید مثل من با هم دیگه تفت بدید 

قابلمه  مورد نظرتون رو انتخاب کنید , کف اونو چرب کنید و از هر موادی که دوست دارید به عنوان ته دیگ استفاده کنید 
بعد یک لایه برنج آبکش شده رو اضافه کنید و از ادویه مقداری روی برنج بپاشید و همینجور کمی زعفران دم کرده 
و بعد یک لایه گوشت مرغ رو بچینید و دوباره با برنج کار رو تکرار کنید , تا مواد  تمام شه 
بزارید برنجتون دم بکشه و اگه آب مرغ باقی مونده روی برنج بدید که خوشمزه تر شه 
حالا دیگه زمان سرو برنجتون هست که بعد از کشیدن روی سینی روی اونو میتونید با  کشمش و زرشک تزئین کنید 
و اگه مرغ رو مثل من لابلای برنج ندادید , میتونید همراه با زرشک و کشمش روی برنج بزارید 
نوش جان , گیلدا 









Dienstag, 29. März 2016

سفر به جمهوری چک



اینبار تصمیم گرفتیم مرخصی خودمون رو با کشور چک , هماهنگ کنیم 
کشوری که شنونده  زیبایهاش بودیم , ولی فکر نمیکردیم که تا به این حد میتونه جالب توجه باشه
کشوری که به : مادر تمام شهرها ..... نامیده میشه 
حالا متوجه شدیم که چرا اکثر فیلمهای هالیوود تو چک ساخته میشه :)))
جمهوری چک در سال ۱۹۹۳ از نیمه دیگر خودش که اسلواکی بود جدا شد , و با قرار دادن پراگ بزرگترین شهر خودش به عنوان پایتخت , فصل تازه ای رو آغاز کرد 
این کشور حدودا ۱۰ میلیون جمعیت داره و میشه بگید که حدود ۸۰% از مردمشون اعتقاد دینی ندارن 
با ورود به خاک این کشور و حتی پایتختش , بخوبی میتونید متوجه جمعیت اندکش باشید  
جوری که وقتی به خود پراگ رسیدیم , شک داشتم که به اشتباه وارد شهر دیگه ای شدیم 
چون نه از , ازدهام جمعیت خبری بود  و نه ترافیک


سفر ما در یک روز یکشنبه شروع شد  
ساعت ۴ صبح برای اینکه به ترافیک های همیشگی اتوبانهای آلمان بر نخوریم حرکت کردیم و ساعت ۱۲ ظهر به مقصد رسیده بودیم 
این بود که یقین داشتیم ساعتی به پایتخت رسیدیم  که حتما و حتما شلوغترین ساعت روز میتونه باشه 
ولی از شما چه پنهون که کل ۳ روز ما همین آرامش بود :))) اینو هم یادآور شم که در فصل تابستون اصلا نمیتونید رو این آرامش حساب کنید 
وقتی رفت و آمد شهری اونجا رو با شهر کوچکی مثل برمن , که همیشه و مدام قلقله هست , مقایسه میکنم , اصلا قابل تصور نبود 
مسیر رو بطرف هتل طی کردیم , هتلی که انتخاب کرده بودیم , تنها گزینه ما بود , این بود که خیلی فکرمون رو بهم ریخت که شاید هتل خوبی نباشه و دلیل محدود بودن هتل مثل همیشه , سگ کوچولومون بود .... :/


در واقع این اولین شوکی بود که بهمون وارد شده , و اون هم اینکه تو کل پراگ و با اون همه هتل  فقط ۲ هتل بود که اجازه ورود سگ رو داشتن 
ولی با توجه به این محدودیت , ندونسته .... هتل بسیار خوب و تمیز و از همه بابت مرتبی گیرمون اومد
نام این هتل گلف Golf بود , اینو هم گفتم برای دوستانی که میل به رزرو هستن

تصمیم گرفتیم که از روزمون استفاده کنیم و اولین گشت و گذار شهری رو شروع کنیم 
برای اینکار بهتر دیدیم که از ترامواهای شهری استفاده کنیم چرا که بهترین گزینه در پراگ هست و همیشه و همه جا در دسترسه  .  زمان خرید بلیط  دومین شوک هم نصیبمون شد 
و اون هم این بود که : طبق قوانین باید برای سگهای کوچیک و بزرگ پوزبند استفاده کرد  
چون تو خیلی از اماکن عمومی مثل پاساژها و همینجور تراموا های شهری بدون پوزه بند اجازه تردد ندارید :/
این حیوون کوچولو از بچگی از لباس و حتی قلاده انداختن بدش میومد 
تا جای که حتی اگه میدید اسرار میکنیم , حسابی دندونهای  کوچیک و تیزش رو  نشونمون میداد , که ما هم مجبور میشدیم کوتاه بیایم :))

حالا اصلا فکرش هم تو سرمون نمیگنجید که بخواهیم پوز بند بهش ببندیم ......... در واقع اصلا نداشتیم تا ببندیم :)))
این بود که بهتر دیدیم اول از همه تهیه اش کنیم , و اولین دشت این شهر از ما , خرید یک پوزبند کوچیک واسه این آقا زاده بود :))
تو همون  اولین همراهی با تراموا ها متوجه شدیم که انگار خیلیها مثل ما از این قانون خوشون نمیاد و رعایت  نمیکنن
این بود که ما هم بعد از مخالفتها و مقاومتهای فوفولک , صلاح دیدیم که این بند از قانون رو انجام  ندیم
البته شما نشنیده بگیرید و مثل ما  مسافر بدی نباشید :)))
این بود که کل مدتی که فوفولک با ما سوار تراموا میشد , تو کیف کوچیکش بود و مثل ما مشغول به  تماشای اطراف :)

شوک بعدی این بود که فوفولک , تو هیچ رستوران و مغازه های کوچیک و بزرگ , خورد و خوراک اجازه ورود نداشت
بر عکس آلمان که تو اکثر فروشگاه ها میتونید سگ رو همراه خودتون ببرید و حتی اماکنی مثل برگر کینگ یا مک دونالد , با آب از حیوون پذیرایی میکنن , ولی تو چک همچین خبری نبود و همین امر موجب شد که روز اول رو با معده درد ( از شدت گرسنگی ) بگذرونیم , تا بدونیم باید چکار کنیم :))
البته اینو هم بگم که بر عکس کشور هایی مثل فرانسه , هلند یا کرواسی , بیشتر مردم سگ داشتن و تو خیابونها دیده میشد

اولین دیدار خودمون رو با پل معروف پراگ  با نام پل چارلز , با  مجسمه های متعدد و زیبای قدیمی , که توسط هنرمندان این شهر بنا شده ,  سپری کردیم  ...... که یکی از زیباترین های پراگ بود




این پل با طول ۵۲۰ متر و عرض ۹ متر در سال ۱۳۹۴ ساخته شده که با بالا آمدن آب و خسارتهایی که دیده بارها و بارها بازسازی شده


چیزی که واسه ما خیلی جالب توجه بود , قسمتی از فلزهایی که در مجسمه ها به کار رفته بود , کاملا طلایی رنگ بود و همین حالت رنگ مجزا از تنه سیاه مجسمه ها , جلوه اونها رو ۲ چندان میکرد
این مورد رو سقف بعضی  از اماکن یا ساعت مرکزی شهر و خیلی جاهای دیگه هم دیده میشد

به طور کل شهر دو تا دید مختلف داشت که یکی در روز و روشنایی بود و دیگری در شب
خیلی دوست داشتم که بتونم شب به تماشای زیبا های شب این شهر هم برسم , اما وقت یاری نکرد


وجود جمعیت کم بازدید کننده به خاطر فصل زمستون , موجب شد که فضای بهتری واسه دیدن اماکن و همینجور عکسهامون داشته باشیم
در مسیری که به  پل چارلز منتهی میشد , خیابانهای قدیمی و سنگفرش رو میشد دید که تو شیب تند جاده ها و کوچه های قدیمی قرار گرفته بود
و همینجور مغازه های متعدد که بیشتر اونها مغازه های کریستال فروشی بود , که با نور طبیعی و همینجور لامپهای روشن لوسترها جلوشون دو چندان شده بود
کریستال های چک تا اونجا که یادمه همیشه حرف اول رو تو دنیا میزدن به خصوص لوسترهای زیباشون که از قدیم تو هر خونه ای میشد دید


اما امروزه این شیششه های تراشیده  و زیبا واسه خیلی از کارها استفاده میشه , از جمله زیور آلات و حتی لنز چشم و غیره ......
سعی کردم که از خیلیهاشون عکس بگیرم , ولی ی سری از کارهای زیبای مجسمه سازی که با شیشه های رنگی کریستال کار شده بود , با هشدار : عکس ممنوع ..... ما رو منصرف میکرد
هر چند که ندونسته یک عکس رو داخل دوربینم جا دادم :))))
جالب اینکه بدونید طبق گفته خود مغازه دارها حرف اول کریستال  تو زیور آلات رو کریستالهای سواروفسکی  Swarovski اتریشی میزد , که میتونید اینجا مختصری در باره اش بخونید
بعد از دیدار از روی پل و زیبایهاش ....  پیاده از کوچه پس کوچه های سنگفرش گذشتیم , ساعتی رو به صرف قوه های کاملا متفاوتر از آلمان پرداختیم و بعد از مقداری راهپیمایی دیگه , به ساعت نجومی شهر که یکی از زیباترین ساعتهای ممکنه , حتی نسبت به بیگ بن میتونه باشه :D رسیدیم


نانهای پیچ پیچی ( اسمی که ما روشون گذاشتیم )
گوشه و کنار خیابونهای شهر دیده میشد 
این نانها به همه صورت سرو میشد , یا شیرینی با شکر و دارچین , یا مواد پیتزا درونش بود 
و یا بستنی و میوه های تازه 
مورد جالب توجه این نانها طبخ اونها به روی زغال یا آتیش  بود 


هنوز ۳۵ دقیقه  مونده بود که ساعت به صدا در بیاد و کلی جمعیت منتظر بودن که با صدای موزیک ساعت , دربهای کوچیک روی برج باز بشن و عروسکهای پشت درب بچرخند
این ساعت که در واقع روی یکی از برجهای شهرداری ساخته  شده بود
قسمت استرونومی این برج در سال ۱۴۱۰ ساخته شده بود , که گفته میشه فقط ۳ مدل در کل دنیا وجود داره


بعد از اون دیگه وقت رفتن به استراحتگاه و گرفتن قوا برای دیدارهای بعدی بود
صبح روز بعد تو لابی هتل منتظر یک دوست عزیز بودیم , دوستی که تو دنیای مجازی باهاشون آشنا شدم ^_^ و ساعت خوبی رو با هم سپری کردیم
با کمک و توضیحات این دوست عزیز که خیلی هم ازشون ممنونم ^_^ به دیدارهای بعدیمون رسیدیم ....
دیدار بعدی ما تپه پراگ بود که اکثر کاخهای قدیمی و کنونی پراگ رو میشد دید و همینجور کل شهر رو زیر پای خودمون داشتیم  و چشم انداز بسیار زیبایی به کل شهر داشت
متاسفانه دیدار ما توام با کمی هوای مه آلود همراه بود , اما خللی در لذت بردن ما نداشت :))
قبل از ورود به محوطه کاخها , سردر زیبای آهنی همراه با مجسمه های قدیمی بود , که مربوط به قرن ۱۸ میلادی میشد  . دو طرف ورودی این دروازه ۲ سرباز نگهبانی میدن که طی ساعت مشخصی جای خودشون رو تعویض میکنن و کل ساعت رو بدون حرکت , بازدید کنندگان رو تماشا میکنن .... ولی خودمونیم , کار سختیه :/


با ورود به محوطه و سپری کردن یک دالان قدیمی به کلیسای بزرگ شهر که واقع روبروی کاخ کنونی پراگ هست رسیدیم , که داخلش هم پر از اثار دیدنی و نقاشی بر روی شیشه های رنگی بود .... که متاسفانه بخاطر وجود مهمانان مهم درباری اجازه بازدید از این کلیسا رو نداشتیم


در این میون دوست نازنینمون , ما رو به یک قهوه و شیرینی دعوت کرد 
مکانی رو که برای اینکار انتخاب کردیم , محیط بسیار زیبایی بود که روی صخره قرار داشت و بخاطر همین فقط ۱ راه باریک برای پایین رفتن یا بالا آمدن بود که باید یکی یکی انجام میشد :))))
مکان زیبایی بود که بتونیم ساعتی رو در آرامش با هم به گفتگو بپردازم 
یکی از مواردی که خیلی خیلی جالب توجه بود , وجود نت تو تمامی اماکن بود , چیزی که من تا به حال نه تو آلمان و نه کشورهای دیگه دیده بودم 
اما در پراگ شما مشکلی از بابت نت نخواهید داشت  , جوری که خیلی راحت و با قدرت زیاد , در هر مکانی حتی تراموا , میتونید به نت متصل باشید و کارهای خودتون رو انجام بدید 
بخاطر این نعمت , همیشه همه جا , افراد سرشون تو گوشیهاشون یا لپتاپشون بود ..... البته اونها یقینا مسافر نبودن :))

و بالاخره روز رو همراه دوست عزیزمون  به شب رسوندیم و همراه با هم چندین محل دیگه رو گذرا تماشا کردیم
پراگ پر از اماکن دیدنی و قدیمی و جالبه , که تو ۳ یا ۴ روز نمیشه جا داد
از جمله خانه رقاصان پراگ , که ۲ ساختمان قدیمی و جدید در کنار هم قرار گرفته
یا کلیسای جورج مقدس پراگ که یکی از قدیمیترین کلیساهای موجود هست و در قرن ۹۲۰ ساخته شده
باغ ورتبا که یک باغ دیدنی با مجسمه های خدایان روم هست و در قرن ۱۸ ساخته شده
باغ وحش پراگ که متاسفانه بخاطر کمبود وقت و دور بودنش از محل اقامتمون موفق به دیدارش نشدیم , این باغ وحش حدود ۵۰۰۰ گونه حیوان داره
یا دنیای آکواریوم که گونه های زیبایی از ماهی های رنگا وارنگ در مرض دید همگان هست و گفته میشه که یکی از بزرگترین آکواریومهای دنیاست
و غیره ...........
آخرین شبی بود که تو پراگ میموندیم و باید روز بعد به سمت خانه حرکت میکردیم
از اونجایی که روزهای زیادی رو مرتب به پیاده روی گذروندیم شب آخر رو برای گرفتن قوا و برگشتمون استفاده کردیم
در آخرین روز بعد از صرف صبحانه هتل , که باید بگم در تمام روزها , در بهترین نوع و تنوع خودش سرو شد , با شهر و زیبایهاش خداحافظی کردیم


تجربه سفرهای دیگه ثابت کرده که ۳ یا ۴ روز واسه دیدن شهرهای تاریخی مثل پاریس  یا پراگ ..... خیلی کمه
پس امید داریم که باز این تجربه رو تکرار کنیم ^_^





Freitag, 18. März 2016

نوروز ۹۵




در آستانه هر نوروز , آرزوی نو خواهیم داشت , جامه نو خواهیم پوشید 
همچون طبیعت  .....
در آستانه هر بهار , سبزینگی را آرزومندیم 
طراوت , گل , رایحه بهار , آواز پرندگان ........
و در هر نو بهار طبیعت  , نشاط و سلامتی را از درگاهش آرزو میکنیم 
امید و زندگانی , بخشش و رحمتش را ........
باشد که وجود گرمت , مالامال از بهار باشد
نوروز بر شما پیروز و فرخنده 
********
بجاست از شما عزیزانی که به تازگی , و همچنین  آن  دسته از دوستانی که مدتهاست وبلاگ من را دنبال میکنن , کمال تشکر را  داشته باشم 
سپاس که با تمام کمبودها و اشکالات در کنار من بودید و با کامنتهای زیبایتان  , مرا تنها نگذاشتید  
میدانم که در این جمع , خواندگان خاموشی نیز دارم , که بینهایت از حضورشان سپاسگزارم  ^_^
شاد و تندرست باشید و ایام به کامتان :)
گیلدا 











Mittwoch, 16. März 2016

شیرینی نان چای قزوینی




نان چای یکی از اون شیرینی هایی هست که من خیلی وقته تهیه میکنم 
یادمه زمانی که ایران بودم و هنوز دبیرستان میرفتم , این شیرینی رو تو یکی از برنامه های تلوزیونی نشون میداد 
و من تو همون دفترچه آشپزی خودم که بارها و بارها اینجا ازش یاد کردم , این شیرینی رو یادداشت کردم 
قدیمها این شیرینی رو بیشتر تهیه میکردم , ولی خیلی وقته که ی جورایی فراموشش کردم 
تا اینکه بهتر دیدم واسه ایام عید دوباره تهیه کنم 
یکی از خصوصیات خوب این شیرینی دوامش هست , که به راحتی , اگه ظرف مناسب و خوبی داشته باشید , میتونید نگهداری کنید 
و یکی دیگه از موارد دیگه که باعث  شد این شیرینی رو خیلی دوست داشته باشم , همون نامی هست که روشه 
شیرینی چای ...... چرا که واقعا مناسب با یک چایی عصرانه و دور همی های دوستانه هست ^_^
البته این دستور نکاتی داره که من یک سری از این نکات رو از یوتوب کمک  گرفتم , که براتون توضیح خواهم داد 

مواد لازم :
روغن خالص قنادی ۲۰۰ گرم ( دوباره یادآور میشم که این همون روغنی هست که اینجا میتونید شکلش رو ببینید و اینجا هم میتونید تهیه اش کنید )
ارد ۳۷۵ گرم 
ماست بدون آب و سفت ۴۰ گرم 
هل سابیده ۱ قاشق پر چایی خوری 
پودر شکر یا قند ۸۵ گرم 
زرده تخم مرغ ۳ عدد + ۱ عدد تخم مرغ کامل 
پکینگ پادر ۱ قاشق چایی خوری سر خالی 
زعفران دم کرده , به میزان لازم 
کنجد به میزان لازم 
نمک , نوک چاقو 


طرز تهیه :
قبل از هر چیز باید موادتون به جز ماست , در دمای اتاق باشه 
روغن  , پودر شکر رو خوب بزنید , چیزی حدود ۵ دقیقه , تا کاملا سفید  شه 
نمک و هل رو اضافه کنید و بعد از کمی هم زدن , زرده ها و ماست رو اضافه کنید , اگه دوست داشتید ۱ قاشق چایی خوری هم زعفران دم کرده  بهش اضافه کنید 
دوباره مخلوط رو خوب بزنید 
ارد رو با پیکینگ پادر رو با هم  مخلوط کنید و به صورت الک کرده به مواد اضافه کنید و هم بزنید 
باید در خاتمه خمیر کاملا لطیف  و نرمی داشته باشید , که به دست کمی میچسبه ولی ایجاد مزاحمت نمیکنه 
سعی کنید تو این مرحله زیاد بهش ارد اضافه نکنید , هر چی خمیرتون نرمتر باشه , شیرینی لطیفتری خواهید داشت
ولی اگه دیدید مشکل دارید کمی دیگه , ارد بهش اضافه کنید 
خمیر رو داخل نایلون پیچیده  ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت بدید ( البته شده که بدون استراحت هم تهیه کنم )
حالا زیر رو روی خمیر رو سلفون بزارید و اونو پهن کنید , دلیل گذاشتن سلفون بخاطر همون نرم بودن خمیرتون هست که راحتتر کارتون رو انجام بدید 
اینجور که من تو یوتوپ دیدم , این شیرینی هم مثل شیرینی پادرازی باید به صورت سنتی شیار دار باشه 
و بخاطر همین از وردنه های مخصوصی واسه این کار استفاده میشه تا بهش شیار بدن 
ولی شما هم اگه مثل من نداشتید , میتونید از پشت چنگال استفاده کنید و از بالا تا پایین , و کنار هم روی خمیر پهن کرده , بکشید 
خمیر نان چای فقط باید قالب زده بشه و چون ماست و پیکینگ پادر داره , هر شکل دیگه ای روش بزنید بعد از حرارت دیدن باز میشه , و  جای خطوط از بین میره 
پس قالبهای دلخواهتون رو پیدا کنید و بعد از شیار دادن به خمیر اونها رو قالب بزنید و توی سینی بچینید 
یادتون باشه که این شیرینی , جز اون دسته شیرینی هایی هست که نباید نازک تهیه شه 
حالا مواد رویی شیرینی رو تهیه کنید
به این صورت که ۱ عدد تخم مرغ دیگه رو , با چنگال بزنید و بهش ۱ قاشق چایی خوری زعفران دم کرده و نصف قاشق ارد سفید مخلوط کنید و خوب هم بزنید 
اینجور که گفته شده ارد رنگ شیرنی ها رو خوشرنگتر میکنه , و واقعا همینجور هم هست ^_^
روی شیرینی ها رو از مواد تخم مرغ بمالید , یکدور که انجام دادید , دوباره این کار رو تکرار کنید 
و روی اونها رو کنجد بپاشید 
شیرینی ها رو تو فری که از قبل گرم کردید با دمای ۱۸۰ درجه و به مدت ۱۵ دقیقه قرار بدید 
حالا دیگه شیرنی های لذیذ  شما آماده میل کردن با یک چای تازه دم هست ^_^
نوش جان , گیلدا






Dienstag, 15. März 2016

منصاف , Mansaf - اردنی



همینجور که میبینید کم پیش میاد که بگم ی غذا رو حتما تهیه کنید .......... 
خیلیها رو میبینم که انقدر از غذای تهیه شده  تعریف و تمجید میکنن که آدم با همون نوشته ها وسوسه میشه که هر جور شده تهیه کنه , حتی اگه مواد ترکیبیشو دوست نداشته باشه 
ولی همیشه نظرم این بوده  که : اولا شاید از دید دیگران خوشمزه نباشه و یا شاید هم خود تعریفی باشه 
ولی اینبار میخواهم بگم که اگه این پلو رو تهیه نکنید , نصف مزه های دنیا رو نچشیدیید :))
مدتی پیش تو پپیجم طرز تهیه مندی پلو که یکی از انواع پلوهای  یمنی هست رو گذاشته بودم , و یکی از کاربران عزیز که متاسفانه اسمش رو به خاطر ندارم , زیر همون پست کامنتی در مورد یک جور غذای سنتی یا بهتر بگم پلوی اردنی با نام  Mansaf نوشته بود 
کلی سرش رو درد آوردم تا دستورش رو ازش گرفتم :)) البته فقط گفته ها کافی نبود و به یوتوپ و نت هم رجوع کردم 
و امروز بعد از تهیه اش به این نتیجه رسیدم که از این به بعد حتی واسه مهمانهای محترمم ,تهیه اش کنم 
قبل از ذکر مواد و همینجور طرز تهیه اش , کمی در موردش توضیح میدم ........
این پلو با کشک تهیه میشه , و اگه در دسترس نداشتید میتونید از ماست رقیق یا همون دوغ هم استفاده کنید 
* پخت غذا , یعنی هم گوشت و هم برنج تو آب کشک انجام میشه , و همین موجب میشه که طعم بسیار خوبی به گوشت و برنج برسه , پس اگه کشک یا دوغی  که استفاده میکنید پر چرب باشه و همینجور  از شیر بز باشه , خیلی خیلی بهتره 
* مثل هر غذای دیگه عربی این غذا هم از ادویه های فراوانی برخوردار هست 
* تو این غذا هم میتونید از گوشت گوسفند استفاده کنید و هم از گوشت مرغ 
* اصولا تو کشور اردن از تیکه های درشت گوشت گوسفند استفاده میشه و حتی کله گوسفند هم داخلش واسه تزئین میزارن تا بپزه , چیزی مثل کله پاچه خودمون :)
و حالا میریم سر مواد و طرز تهیه 


مواد لازم برای ۲ نفر 
گوشت مرغ به میزان لازم ( من از ۴ تیکه ران مرغ استفاده کردم )
برنج بسماتی ۲ پیمانه 
پیاز ۱ عدد 
کشک رقیق شده ۱ لیوان , یا دوغ پر چرب ۱ لیوان 
فلفل , ادویه گرام ماسالا , زردچوبه , ۳ عدد هل سبز , ۱ بند انگشت چوب دارچین , ۱ عدد برگ بو 
* نمک در صورت احتیاج 
مقداری کره 
دانه کاج یا خلال بادام سرخ شده به میزان دلخواه برای تزیین 
جعفری خرد شده ۲ قاشق برای تزئین 


طرز تهیه :
ابتدا داخل دیگ مورد نظرتون , ۲ قاشق روغن مایع رو به همراه کره اضافه کنید 
ادویه های دانه ای یا تیکه ای رو اضافه کنید و تفت بدید تا عطرش بلند شه 
گوشتها رو اضافه کنید و با حرارت متوسط همه طرفش رو سرخ کنید 
حالا ادویه های دانه ای رو برداشته , و ادویه های پودری دیگه رو همراه با پیاز خرد شده اضافه کنید
کمی دیگه بهش حرارت بدید و بعد به اندازه نصف لیوان آب اضافه کنید و بزارید که گوشتها نیم پز شه 
و بعد کشک رقیق شده رو اضافه کنید و بزارید باقی پخت انجام بشه 
وقتی گوشتها پخت اونها رو خارج کنید و برنج از قبل شسته شده رو اضافه کنید و حرارت رو کم کنید و بزارید برنج دم بکشه 
اگه آب کم بود بهش کمی اضافه کنید و اگه احتیاج به نمک هم داشت اضافه کنید 
در اواخر پخت گوشتها رو روی برنج قرار بدید 
اگه تونستید  و دوست داشتید  از روش مندی پلو واسه دودی کردنش استفاده کنید که دیگه خیلی عالی میشه   
بعد برنجتون رو با گوشتها سرو کنید و روی اونها رو بادام سرخ شده در روغن و جعفری خرد شده بریزید 
اگه مایل به استفاده از گوشت گوسفند هم بودید باید همین مراحل رو انجام بدید 
تو فیلمی که دیده بودم , از اول گوشتها رو با آب کشک پخته بود و اصلا از آب استفاده نکرده بود 
ولی من به این صورت پختم و امیدوارم که حتما امتحان  کنید و لذتش رو ببرید ^_^
نوش جان  , گیلدا







کوکی پلنگی - Leoparden Cookies




مدتی هست که تو دنیایی شیرینی پزی و حتی آشپزی شکل و شمایل پلنگ و ببر و زرافه ..... خوب خودنمایی میکنه 
این بود که گفتم ما هم این کوکی های پلنگی رو امتحان کنیم ^_^
این کوکیها , حسابی تونست با شکل زیباش جلب توجه کنه 
نه تنها بخاطر شکلش بلکه بخاطر وجود پودر کاکائو و همچنین مقداری پودر بادام , طعم جالب توجه داشت 
البته از اونجایی که کار دست داره , به اون دسته افرادی پیشنهاد میکنم که مثل من حوصله خمیر بازی رو دارن :))
با مقادیر زیر میتونید حدود ۲۰ تا ۲۵ عدد کوکی تهیه کنید 



مواد  لازم :
کره ۱۲۵ گرم 
پودر شکر یا قند ۱۲۵ گرم 
تخم مرغ ۱ عدد 
ارد ۲۵۰ گرم 
نمک , کمی 
پودر بادام ۲۵ گرم 
پودر کاکائو تلخ ۴ تا ۵ قاشق 
وانیل ۱ قاشق چایی خوری 

طرز تهیه :
کره و پودر شکر رو خوب بزنید تا سفید شه 
وانیل , نمک و تخم مرغ رو اضافه کنید و به هم زدن مجدد ادامه بدید 
حالا ارد رو به مواد قبلی اضافه کنید 
خوب ورز بدید و موادتون رو به ۳ قسمت نامساوی تقسیم کنید 
به خمیر کوچکتر پودر کاکائوی کمتری اضافه کنید ( خمیر شماره ۱ ) و به تیکه متوسط خمیر پودر کاکائو بیشتر ( خمیر شماره ۲ )
امکان داره که به پودر کاکائو بیشتری احتیاج داشته باشید , چرا که بر میگرده به کیفیت پودر کاکائوی شما 
اگر دیدید لازم هست , این کار رو انجام بدید , تا به اونجا که بدونید تیکه خمیر کوچیک شما کمرنگتر از تیکه خمیر بزرگتر هست 
حالا پودر بادام  رو هم به خمیر بزرگتر که خمیر سفید هست اضافه کنید ( خمیر شماره ۳ )
* بهتره که از این به بعد کار رو روی سلفون انجام بدید که به راحتی بتونید اونها رو جابجا کنید 
حالا خمیر شماره ۲ رو به صورت نوار و تقریبا باریک پهن کنید 
از خمیر شماره ۱ که خمیر کمرنگتر هست به صورت لوله ای تهیه کنید و مابین خمیر شماره ۲ قرار بدید 
و خمیر شماره ۲ رو با دقت روی خمیر ۱ بپوشانید و با حرکت دست خمیر و خوب گرد کنید 
چند عدد از این رشته ها رو تهیه کنید و به گوشه ای بزارید 
حالا خمیر شماره ۳ که همون خمیر سفید هست رو پهن کنید 
باز هم به صورت نوری و درازا 


خمیرهای دیگه رو مابین خمیر سفید قرار بدید و دوباره دو سر خمیر سفید رو به هم وصل کنید و با حرکت دست خوب گرد کنید 
* میتونید اگر میل بودید مابین لوله های خمیر رنگی , خمیر سفید لوله شده هم قرار بدید , من فقط از رنگی استفاده کردم 
حالا با همون سلفون که خمیر رو پیچیدیید , خمیر ها رو به یخچال منتقل کنید و ۳۰ دقیقه بهشون وقت بدید 
بعد با چاقوی تیز اونها رو حلقه حلقه ببرید و داخل سینی بچینید 
کوکی های خودتون رو داخل فری که از قبل گرم کردید به مدت ۱۲ تا ۱۴ دقیقه و با حرارت ۱۸۰ درجه قرار بدید 
دقت کنید که رنگشون تغییر نکنه 
نوش جان , گیلدا